X
تبلیغات
دنیای پزشکی............ medical world var data = 'Click';

دنیای پزشکی............ medical world
لینک دوستان
پيوندهای روزانه
پیوندهای مفید
مغز انسان دارای یک توانایی ذاتی است که از آن در مقابل اتفاقاتی نظیر سکته محافظت می کند.دانشمندان امیدوارند با تحت کنترل در آوردن این توانایی بتوانند سکته را در مان کنند و از دیگر بیماری هایی که طی آن ها سیستم عصبی تحلیل می روند جلو گیری کنند.

به گزارش بنیان به نقل از medicalxpress،پژوهشگران دانشگاه Oxford برای  اولین بار نشان داده اند که مغز انسان مکانیزم هایی دارد که می تواند برای محافظت از خود از آن ها استفاده کند و سلول های مغز را زنده نگه دارد.

 

 به تازگی محققان دانشگاه Oxford به سرپرستی پروفسور Alastair Buchan  موفق به کشف جدیدی در مورد سکته های مغزی شده اند .

  hippocampus یا هیپو کامپ قسمتی از مغز است که حافظه را کنترل می می کند.طبق یافته های این گروه نورون های بخشی از hippocampusقادرند درصورت کمبود اکسیژن زنده بمانند در حالی که سلول های دیگر در سایر مناطق hippocampus می میرند.به دنبال مطالعه ای که در رت ها صورت گرفته است.محققان در یافته اند که پروتئین خاصی به نام hamartin بعد از سکته به سلول ها اجازه  می دهد که در غیاب اکسیژن و قند زتده بمانند و در حالی که در سایر قسمت های hippocampus سلول ها به علت عدم حضور hamartin این امکان وجود ندارد.به گفته پروفسور Buchan اگر در غیاب جریان خون این پروتئین بلوکه شود سلول ها از بین می روند .در نهایت پژوهشگران موفق به شناسایی مکانیزمی شده اندکه از طریق آن پروتئین hamartin عمل کرده و سلول های عصبی را در صورت کمبود انرژی و اکسیژن قدر بعه مقابله با آسیب می کند. آن ها معتقدند شناسایی مکانیزم طبیعی حفاظت از نورون ها احتمال توسعه داروهایی را که اثراتی مشابه با hamartin دارند افزایش می دهد. گام بعدی پیدا کردن مولکول کوچکی است که بتواند به عنوان دارو آن چه را که پروتئین مذکور انجام می دهد ، تقلید کند و سلول های مغزی را در پی بروزسکته زنده نگه دارد.

 


موضوعات مرتبط: مغز و اعصاب
برچسب‌ها: سکته مغزی
[ پنجشنبه دهم اسفند 1391 ] [ 20:12 ] [ زهرا ]

آزمایشات انجام شده بر روی موش های آزمایشگاهی نشان داده اند که : یک رژیم غذایی کم پروتئین و استفاده از اسید آمینه های خاص در هر هفته و به مدت چهار ماه ، بسیاری از علائم ناشی از آسیب های بیماری آلزایمر را کاهش می دهد.


به گزارش بنیان و به نقل از sciencedaily ؛در این مطالعه موش های آزمایشگاهی درمراحل پیشرفته بیماری آلزایمر تحت رژیم غذایی قرار داده شدند.هنگامی که این موش ها  با استفاده از صفحه مار پیچی ماز مورد آزمایش قرار گرفتند، توانایی شناختی حافظه در آنها، نسبت به دوره ای که تحت رژیم غذایی خاصی نبودند افزایش یافت؛ به علاوه نورون های آنها کمترین میزان پروتئین های آسیب دیده تااو(tau) را که هنگام آلزایمر در مغز بیماران تجمع پیدا می کند داشت.رژیم غذایی پروتئین، از اصلی ترین رژیم های تنظیم کننده هورمون رشد(IGF-1) می باشد که با سن و بیماری در موش ها و بیماری های مختلف در افراد مسن درارتباط است.

دکتر Valter Longo مدیر موسسه Longevity از دانشگاه USU Davis که درحال بررسی اثر محدودیت های رژیم غذایی در سرطان ، دیابت و بیماری های قلبی می باشد دراین باره گفت : ما قبلا نشان داده بودیم که کمبود گیرنده های هورمون رشد و IGF-1 باعث کاهش بروز سرطان و دیابت می شود.اگر چه مطالعات  جدید در موش ها نیز نشان داده است که کاهش پروتئین مصرفی و IGF-1 ، احتمالا از آسیب های نورونی وابسته به سن جلوگیری می کند.

این تیم تحقیقاتی در تحقیقات خود نشان داد که یک رژیم غذایی محدود کننده پروتئین، میزان IGF-1 در حال گردش در بدن را %30 تا %70 کاهش می دهد و باعث افزایش 8 برابری پروتئینی می شود که با اتصال به IGF-1 ، اثراتش را سرکوب می کند. IGF-1 در دوران جوانی به بدن کمک می کند اما همچنین با بیماری هایی متعددی در سراسر زندگی موش و انسان در ارتباط است. 

دکتر Longo در مورد  بسیاری از افراد مسن ممکن است ضعیف باشند، و وزن ازدست دهند و یا از سلامت کافی برای یک رژیم غذایی محدود کننده پروتئین در هر هفته بهرمند نباشند گفت : رژیم ها ی غذایی که توسط یک پزشک یا تحت نظارت متخصص تغذیه اعمال شود هیچگونه کاهش اسید های آمینه و یا کاهش وزن شدید یا عوارض جانبی خاصی نخواهد داشت.


موضوعات مرتبط: تغذيه و رژيم درماني ، مغز و اعصاب
برچسب‌ها: رژیم غذایی , پروتئین , بیماری آلزایمر
[ سه شنبه یکم اسفند 1391 ] [ 21:12 ] [ زهرا ]

محققان به شواهد علمی در تایید تاثیر جویدن آدامس برای سرعت بخشیدن به روند تفکر و هوشیاری دست یافته اند.


 این مطالعه دریافته، وقتی فردی در حال جویدن آدامس است، زمان واکنش او تا 10 درصد تسریع می شود چرا که در این حالت هشت منطقه مختلف در مغز فعال و تحت تاثیر هستند.




یک نظریه برای تاثیر جویدن آدامس در تسریع تفکر، این است که جویدن، تحریک و برانگیختگی را افزایش داده و جریان خون به مغز را بهبود می بخشد.


دانش پژوهان موسسه ملی علوم رادیولوژی در ژاپن افراد را در دو حالت جویدن آدامس و نداشتن آن با استفاده از اسکن های مغزی، بررسی کردند.


محققان در این بررسی ها به منظور پیشگیری از حواس پرتی داوطلبان از آدامس های بدون اسانس و طعم استفاده کردند.


نتایج حاکی از آن بود که هوشیاری و زمان واکنش در افرادی که آدامس می جوند بهبود می یابد. زنان و مردانی که آدامس نمی جویدند 545 میلی ثانیه طول می کشید تا به موضوعی واکنش نشان دهند در حالی که این زمان واکنش در افراد دارای آدامس 493 میلی ثانیه بود.


اسکن های مغزی نشان داد مناطق مغزی که در طول جویدن آدامس فعال می شوند آنهایی هستند که با حرکت و توجه مرتبط هستند.


نتایج این مطالعه در نشریه Brain and Cognitionمنتشر شده است.


موضوعات مرتبط: مغز و اعصاب ، مطالب شگفت انگيز علمي
برچسب‌ها: تسریع تفکر , جویدن آدامس
[ چهارشنبه هجدهم بهمن 1391 ] [ 19:44 ] [ زهرا ]

یک تیم تحقیقاتی درفلسطین اشغالی یک روش جدید برای شناسایی پایه و اساس مولکولی طراحی دارویی را ارائه کرده است که ممکن است یک روز خطر ابتلا به بیماری آلزایمررا دربیماران مبتلا به دیابت کاهش دهد. این گروه کار خود را درپنجاه و هفتمین نشست سالانه Biophysical Society (BPS) در فیلادلفیا ارائه کرده اند. 



به گزارش بنیان به نقل از Medical xpress، مطالعات اخیر نشان می دهند که افرادی که از دیابت نوع 2 رنج می برند، با دو برابر خطر ابتلا به بیماری آلزایمر در مراحل بعدی زندگی نسبت به افراد غیردیابتی مواجه هستند. ارتباط این دو بیماری مربوط به تشکیل دو نوع رسوب پپتیدی است که با یکدیگرپیوسته و متراکم می شوند. پپتیدها زنجیره های اسیدهای آمینه هستند که زنجیره طویل تراسیدهای آمینه پروتئین ها را تشکیل می دهند. یک نوع از این پپتیدها به نام بتا آمیلوئید، در پلاک های آلزایمری نورون های مغزی یافت می شوند. نوع دیگر، آمیلین است که در پانکراس و مغز یافت می شود. دو سال پیش، محققان هر دو مولکول را در پانکراس بیماران دیابتی یافتند، و درهر دو این بیماری ها، حضور پپتیدها با پیشرفت بیماری مرتبط است.




برای بررسی این فرضیه که تعامل بین این دو مولکول ممکن است یک نقش حیاتی را در خودتجمعی پپتیدها که منجر به تجمع پروتئین می شود، داشته باشد Yifat Miller ، استادیار دانشگاه Ben-Gurion ، مسیری را که این دو مولکول پروتئین با یکدیگر ارتباط برقرارمی کنند را از طریق بررسی ساختارآنها توصیف کرد. 
میلر می گوید: " مطالعه ما با شناسایی مناطق خاص این پپتیدها که به شدت با یکدیگر در تعامل هستند، ممکن است درک و بینش کلی نسبت به ارتباط بین دیابت نوع 2 و بیماری آلزایمر فراهم کند. ما براین باوریم که با توسعه دارویی برای جلوگیری ازاین تداخلات، خطرابتلا به بیماری آلزایمر را در بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 کاهش دهیم."


موضوعات مرتبط: مغز و اعصاب ، مطالب روز پزشكي
برچسب‌ها: دیابت نوع II , آلزایمر
[ یکشنبه پانزدهم بهمن 1391 ] [ 23:31 ] [ زهرا ]

باکتری هایی که باعث جذام می شوند به نظر می رسد قادر به انجام عملیاتی بعید باشند که دانشمندان آن را کیمیاگری بیولوژیکی می نامند.

به گزارش بنیان به نقل از bionews.org.uk،  آنها می توانند نوعی سلول تخصصی سیستم عصبی، به نام سلول های شوان را آلوده کرده و آنها را به سلولهای بنیادی تغییر دهند. سپس این سلول های بنیادی می توانند به هر نوع سلولی تبدیل شده و به طور موثرتری سبب گسترش باکتری در بدن شوند.
پروفسور Anura Rambukkana از دانشگاه ادینبورگ می گوید: این یک مکانیسم بسیار پیچیده است. به نظر می رسد این باکتری فعل و انفعالات مکانیکی سلول های شوان را بهتر از ما می شناسد. این مطالعه در مجله سلول منتشر شده است.
جذام یک بیماری باکتریایی است که منجر به بروز آسیب های عصبی و ضعف عضلانی می شود.جذام می تواند باعث آسیب شدید به پوست، اعصاب، اندام و چشم شود با این حال این بیماری با آنتی بیوتیک قابل درمان است.
این باکتری ها، Myobacterium leprae ، به ویژه سلول های شوان را مورد حمله قرار می دهند. صدمه و از دست رفتن سلول های شوان همان چیزی است که باعث آسیب عصبی عامل این بیماری می شود.
جذام بیماری است که به خوبی مورد مطالعه قرار گرفته است، اما چگونگی گسترش این باکتری در بدن هنوز درک نشده است.
محققان اشکال جذام را هنگام آلوده کردن سلول های عصبی در موش ها و سلول ها ی عصبی در آزمایشگاه مطالعه کردند. چند هفته پس از عفونت، باکتری شروع به تبدیل سلولهای شوان به سلولهای بنیادی کرد.
در آزمایش انجام شده بر روی موش ها، سلول های بنیادی آلوده قادر به مهاجرت به سایر نقاط بدن و ایجاد انواع مختلف سلول ها، مانند سلول های عضلانی بودند. سپس آنها توانستند با ادغام با این بافت ها سبب گسترش باکتری به عضلات شوند.
پروفسور Rambukkana  دراخبار بی بی سی گفت: از آنجاییکه این سلول های بنیادی دربافت خود بدن تولید می شود. سیستم ایمنی بدن آن را به شناسایی نکرده و آنها می توانند به هر جایی که می خواهند بدون اینکه مورد حمله قرارگیرند، بروند.
این باکتری های تولید کننده سلول های بنیادی پروتئین هایی به نام کموکاین را نیز منتشرمی کنند که سلول های سیستم ایمنی بدن را جذب می کنند که این سلولها نیز آلوده شده و سبب گسترش بیشتر باکتری می شوند.
این تحقیق علاوه بر بهبود درک جذام، برای اولین باراست که نشان می دهد باکتری ها توانایی تبدیل سلول های بزرگسالان به سلول های بنیادی را دارند.



موضوعات مرتبط: مغز و اعصاب ، بيماريهاي عفوني ، مطالب شگفت انگيز علمي ، سلول های بنیادی
برچسب‌ها: جذام , سلول های بنیادی , شوان
[ سه شنبه سوم بهمن 1391 ] [ 17:33 ] [ زهرا ]

بافت زنده مغز در حالت عادی تنها می تواند 3 دقیقه بیرون از جمجمه زنده بماند ولی تلاش محققان ما برای انجام درمان بیماریهای صرع و تشنج باعث شد تا بتوانند به مرحله ای از پیشرفت برسند که بافت زنده مغز را برای 48 ساعت بیرون از جمجمه نگهداری کنند.

اغلب بیماری صرع در دهه اول زندگی شروع شده به طوریکه منحنی شیوع صرع به اوج خود می رسد. در سنین بالای 60 سال در 52 درصد آنها علت صرع را می توان در ضایعات عروق مغزی (سکته مغزی) بیماری های تحلیل برنده مغزی همانند آلزایمر و نهایتاً موارد مادرزادی جستجو کرد.
ولی می توان تغییرات وابسته به سن در مغز،  منجر به پایین آمدن آستانه تحریک پذیری برای تشنج می شود. منحنی صرع بدین گونه است که در اوان کودکی شروع، در میانسالی ثابت و از 65 سال به بالا افزایش می یابد.
حال محققان کشورمان توانسته اند از بافت زنده مغز برای درمان این بیماری مدد گیرند. بافت زنده مغز در حالت عادی تنها می تواند 3 دقیقه بیرون از جمجمه زنده بماند ولی تلاش محققان ما برای انجام درمان بیماریهای صرع و تشنج باعث شد تا بتوانند به مرحله ای از پیشرفت برسند که بافت زنده مغز را برای 48 ساعت بیرون از جمجمه نگهداری کنند.
بیمارستان خاتم الانبیاء چهارمین کشور دنیا نام است که با دستیابی به دانش پزشکی در نگهداری بافت زنده مغز بیرون از جمجمه، به دنبال درمان تشنج است.

كشف محافظ سلول های عصبی در هنگام صرع و سكته مغزی
از سوی دیگر محققان پروتئین مهمی كشف كرده اند كه می تواند در هنگام سكته مغزی یا حملات صرع، به منظور محافظت از سلول های عصبی فعال شود.
به گزارش ساینس دیلی، محققان دانشگاه بریستول دریافتند، این پروتئین كه 'SUMO ' نام دارد، انتقال اطلاعات بین سلول های عصبی را در مغز تنظیم می كند.
این پژوهشگران می گویند این كشف می تواند به ارائه درمانهای جدیدی برای سكته مغزی و صرع منجر شود. به گفته این پژوهشگران، SUMO مسئول كنترل فرایندهای شیمیایی است كه ساز و كارهای حفاظتی از سلول های عصبی مغز را افزایش یا كاهش می دهد.
پروتئین مهم SUMO، واكنش های ظریفی را برای میزان فعالیت مغز ایجاد می كنند تا میزان انتقال اطلاعات توسط گیرنده های kainite را تنظیم كند. گیرنده های kainite مسئول ارتباط بین سلول های عصبی و فعالیت هایی هستند كه موجب بروز حمله صرع و مرگ سلول های عصبی می شوند.
به گفته محققان پروتئین SUMO نقش مهمی را در حفاظت عصبی ایفا می كند. این یافته ها حاكی از ارتباط بین SUMO و گیرنده kainite است كه شناخت ما را از فرایندهایی افزایش می دهد كه سلول های عصبی از آنها برای حفاظت از خودشان در برابر فعالیت های بیش از اندازه و غیرطبیعی استفاده می كنند.
این پژوهش از آن جهت اهمیت دارد كه چشم انداز جدید و شناخت عمیق تری از چگونگی تنظیم جریان اطلاعات بین سلول های مغز ارائه می كند.
این گروه دریافت افزایش میزان پروتئین SUMO متصل به گیرنده kainite - كه می تواند ارتباط بین سلول ها را كاهش دهد - می تواند راهی برای درمان صرع با پیشگیری از تحریك بیش از حد سلول های عصبی مغز باشد.
نتایج این تحقیقات در نشریه PNAS و Nature Neuroscience منتشر شده است.


موضوعات مرتبط: مغز و اعصاب
برچسب‌ها: تشنج , درمان
[ چهارشنبه بیست و هفتم دی 1391 ] [ 20:13 ] [ زهرا ]
[ جمعه پانزدهم دی 1391 ] [ 12:51 ] [ زهرا ]
The Chiari malformations are a group of defects associated with congential caudal 'displacement' of the cerebellum and brainstem.In the Chiari I malformation peg-like cerebellar tonsils displaced into the upper cervical canal through the foramen magnum.

Patient Data:
Age: 30 years
Gender: Female




MRI cervical cord:




MRI of the cervical spine with contrast demonstrates a focal cystic dilatation in the centre of the cord behind C2. There is some additional high T2 signal extending inferiorly. There is no solid component or evidence of contrast enhancement.


موضوعات مرتبط: تصاوير شگفت انگيز پزشكي ، مغز و اعصاب
برچسب‌ها: Chiari 1 malformation , آرنولد کیاری
[ سه شنبه دوازدهم دی 1391 ] [ 12:42 ] [ زهرا ]



Hot nose sign - increased perfusion of the nasal region and absent cerebral perfusion. Decreased internal carotid blood flow due to brain death leads to increased flow through the external carotid artery producing increased perfusion to the nasal region.


موضوعات مرتبط: تصاوير شگفت انگيز پزشكي ، مغز و اعصاب
برچسب‌ها: مرگ مغزی , Hot nose sign , brain death
[ سه شنبه پنجم دی 1391 ] [ 20:18 ] [ زهرا ]

دماغ تک‌تک انسان‌ها دروغ را لو می‌دهد، درست مثل پینوکیو!



به نظر می‌رسد ماجرای به وجود آمدن تغییر در بینی که در داستان پینوکیو مطرح شده بود، خیلی هم دور از واقعیت نباشد. دانشمندان می‌گویند اگرچه طول بینی ما بیشتر نمی‌شود، اما با دروغ،‌ دمای آن بالاتر می‌رود.


به گزارش پاپ‌ساینس، محققین دانشگاه گرنادا، کشف تازه خود را اثر پینوکیو نام‌گذاری کرده‌اند.
وقتی ما در مورد احساسات خود دروغ می‌گوییم، بخشی از قشر مغز به نام اینسولا (یا قشر جزیره‌ای مغز)، فعال می‌شود. به گفته محققین، اینسولا به عنوان بخشی از سیستم پاداش مغز، زمانی فعال می‌شود که ما احساسات واقعی را تجربه کنیم. دانشمندان بر این باورند که اینسولا هم هیجان و هم دمای بدن را کنترل می‌کند (البته به واسطه مواردی چون هشیاری و pH).
 محققین یک همبستگی منفی قوی بین فعالیت اینسولا و افزایش دما پیدا کرده‌اند. همچنین آن‌ها به این نتیجه رسیده‌اند که احساسات مربوط به سطوح بالای اضطراب، دمای چهره را افزایش می‌دهد.

محققین با استفاده از دوربین‌های حرارتی این پدیده را ثبت کرده‌اند.


موضوعات مرتبط: مغز و اعصاب ، مطالب شگفت انگيز علمي
برچسب‌ها: دروغ سنجی , اثر پینوکیو
[ جمعه هفدهم آذر 1391 ] [ 21:34 ] [ زهرا ]

یک مطالعه جدید نشان می دهد افرادی که سابقه ضربه به سر داشته و در نزدیکی مناطقی که از آفت کش paraquat استفاده می شود، زندگی و یا کار کرده اند ممکن است سه برابر بیشتر احتمال ابتلا به بیماری پارکینسون داشته باشند. این مطالعه در نوامبر2012 درمجله پزشکی نورولوژی آمریکا به چاپ رسیده است.

به گزارش بنیان به نقل از medicalxpress؛ دکتر Beate Ritz از دانشگاه UCLA گفت: "درحالی که هر یک از این دو عامل به خودی خود با افزایش خطر ابتلا به پارکینسون درارتباط است، ترکیب آنها با هم سبب افزایش خطرابتلا به این بیماری می شود. او گفت: این مطالعه نشان می دهد که روند فیزیولوژیکی ناشی ازضربه به سر ممکن است آسیب پذیری سلول های مغزی را دربرابرآفت کش هایی که می تواند برای مغز سمی باشند، افزایش می دهد، به عنوان مثال قرار گرفتن در معرض دوز پایین مزمن آفت کش ها ممکن است خطر ابتلا به بیماری پارکینسون را پس از ضربه به سر افزایش دهد. "

در این مطالعه 357 فرد مبتلا به بیماری پارکینسون و 754 فرد عاری از این بیماری که همه آنها در یک منطقه کشاورزی در مرکز کالیفرنیا زندگی می کردند، مورد بررسی قرار گرفتند. شرکت کنندگان هر گونه آسیب به سر خود را که سبب از دست دادن هوشیاری حدقل به مدت بیش از پنج دقیقه شده بود گزارش کردند.
محققان میزان مواجهه شرکت کنندگان با علف کش های را بر اساس فاصله 500 متری با خانه و یا محل کارآنها، با استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) مشخص کردند.
تعداد افراد مبتلا به بیماری پارکینسونی که احتمال ضربه به سرهمراه با از دست دادن هوشیاری بیش از پنج دقیقه را داشتند نسبت به افرادسالم، دو برابر بود. از 357 فرد مبتلا به بیماری پارکینسون، 42 نفر (12 درصد)، در مقایسه با 50 نفر(7 درصد) از 754 فرد سالم ، سابقه چنین ضربه ای را به سرداشتند.
36 درصد احتمال مواجهه با پاراکوات درافراد مبتلا به بیماری پارکینسون نسبت به افراد سالم بیشتر بود.
 


موضوعات مرتبط: مغز و اعصاب
برچسب‌ها: بیماری پارکینسون
[ چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1391 ] [ 17:10 ] [ زهرا ]

تحقیق جدید منتشر شده درمجله Biology of Sex Differences نشان می دهد روشی که مراکز بصری مغز مردان و زنان کار می کند متفاوت است. مردان حساسیت بیشتری به جزئیات خوب و محرک های به سرعت در حال حرکت دارند، اما زنان در افتراق بین رنگ ها بهتر هستند. 

به گزارش بنیان به نقل از medical xpress، در سراسر قشر مغز ، غلظت بالایی از گیرنده های هورمون جنسی نر (آندروژن) وجود دارد، به خصوص در قشر بینایی که مسئول پردازش تصاویر است. آندروژن همچنین مسئول کنترل رشد سلول های عصبی در قشر بینایی در طول جنین زایی است، به این معنی که مردان 25 درصد بیشتر از این سلول های عصبی نسبت به زنان دارند.
محققان از کالج بروکلین و دانشگاه هانترشهرنیویورک، دید مردان و زنان دانشگاهی و دبیرستانی بالاتراز 16 سال را با هم مقایسه کردند. همه داوطلبان می بایست دید طبیعی و بینایی چشم 20/20 (یا 20/20 زمانی که با عینک یا لنزهای تماسی اصلاح شود) داشته باشند.
هنگامی که داوطلبان تحت تست توصیف رنگ در سراسر طیف بینایی قرار گرفتند، آشکار شد که دید رنگی مردان متفاوت است و آنها نیاز به یک طول موج کمی طولانی تربرای یک رنگ نسبت به زنان دارند. مردان همچنین دارای محدوده گسترده تری در مرکز طیف بوده که آنها کمتر قادر به تمایز بین رنگ ها می کند.
تصویری ازستون های روشن و تاریک برای اندازه گیری عملکرد حساسیت - کنتراست (CSF) دید مورد استفاده قرار گرفت، ستون ها افقی و یا عمودی بودند و داوطلبان مجبوربه انتخاب یکی از آنها بودند که می دیدند. درهرتصویر، هنگامی که ستون های روشن و تاریک جایگزین هم می شدند تصویر متحرک به نظر می رسید.
با تغییر سرعت جایگزینی ستون ها و یا چگونگی به هم نزدیک شدن آنها، این تیم نشان داد که با سرعت متوسط تغییرتصویر، ناظران حساسیت به ستون های نزدیک هم را از دست داده وبه ستون های دورتر از هم حساس می شوند. ولی هنگامی که تغییر تصویر سریعتر می شود هردو جنس کمتر قادر به تحلیل  این تصاویر هستند. به طور کلی مردان بهتر می توانند نسبت به زنان تصاویرنزدیک به هم به سرعت در حال تغییر را تجزیه تحلیل کنند.


پروفسور Israel Abramov، رهبر این مطالعه اظهار داشت: همانند حواس دیگر، مانند شنوایی و سیستم بویایی ، مشخص شده تفاوت های جنسی در بینایی بین زنان و مردان وجود دارد. عناصر دیدی که ما اندازه گیری کردیم با ورود ازمجموعه خاصی نورون های تالاموس به کورتکس بینایی اولیه تعیین می شود. ما نشان دادیم که از آنجا که این نورون ها بوسیله کورتکس طی جنین زایی که هورمون تستوسترون نقش مهمی در آن دارد، هدایت می شوند ، بطریقی منجر به ارتباطاط  متفاوتی بین زن و مرد می شوند.



موضوعات مرتبط: مغز و اعصاب ، مطالب شگفت انگيز علمي
[ دوشنبه بیستم شهریور 1391 ] [ 17:55 ] [ زهرا ]

تحقیقات جدید دانشمندان، امكان پیشگویی ابتلا به بیماری آلزایمر را بر اساس نحوه راه ‌رفتن افراد فراهم كرده است. در كنفرانس بین‌المللی انجمن آلزایمر كه امسال در 'ونكوور' كانادا برگزار شد، چهار تحقیق مستقل ارائه شد كه ارتباط مستقیم قابلیت‌های شناختی مغز با توانایی راه‌رفتن انسان را بیان می‌كند. نتایج این تحقیقات می‌تواند پزشكان را در تشخیص زودهنگام بیماری آلزایمر و سایر بیماری‌های شناختی یاری دهد.

این تحقیقات نشان می‌دهند بررسی و اندازه‌گیری تغییرات سرعت راه‌رفتن می‌تواند معیار ارزشمندی برای پیش‌بینی ابتلا به آلزایمر و بیماری‌های شناختی دیگر به دست دهد و پزشكان نباید فرآیند راه‌رفتن را یك فعالیت ساده و خودكار مستقل از قابلیت‌های شناختی مغز بدانند.


موضوعات مرتبط: مغز و اعصاب ، مطالب شگفت انگيز علمي
برچسب‌ها: سرعت راه رفتن , پیش بینی آلزایمر
ادامه مطلب
[ سه شنبه هفدهم مرداد 1391 ] [ 13:44 ] [ زهرا ]
در تحقيقات صورت گرفته بر روي نوجوانان 16 ساله سوئدي مشخص شده است كه افراد باهوش بيشتر در معرض ابتلا به اختلالات رواني قرار دارند.

تاكنون تحقيقات زيادي در خصوص رابطه ميان نبوغ و ديوانگي صورت گرفته كه نشان مي دهد، افراد باهوش بيشتر در معرض اختلالات دوقطبي و اسكيزوفرني قرار دارند.

اين ايده توسط گروهي از دانشمندان كه همگي به نوعي از اختلالات رواني رنج مي برند، مورد بررسي قرار گرفته است.

دانشمندان با شركت در نمايشگاه و فستيوال جهاني علوم در نيويورك، 20 تحقيق صورت گرفته در خصوص رابطه نبوغ و ديوانگي را مورد بحث قرار دادند.

«كاي ردفيلد جميسون» از محققان دانشكده پزشكي جان هاپكينز كه از اختلال دوقطبي رنج مي برد، تأكيد مي كند: تست هاي هوش كه با حضور نوجوانان 16 ساله سوئدي انجام شد، نشان مي دهد كه كودكان باهوش بيشتر در معرض ابتلا به اختلالات رواني قرار دارند.

«جميسون» خاطر نشان مي كند: افرادي كه در 16 سالگي از نبوغ و استعداد بالايي برخوردار هستند، چهار برابر ساير افراد به اختلالات دو قطبي گرفتار مي شوند.

اين محقق كه از اوايل جواني مبتلا به اختلال دوقطبي شده است، تمام زندگي خود را وقف تحقيق و نگارش در خصوص اين بيماري كرده است.

تحقيقات قبلي نشان مي دهد، ژن DARPP-32‌ عامل ارتباطي نبوغ و ديوانگي است. سه چهارم مردم نوعي از اين ژن را به ارث برده اند كه باعث افزايش توانايي ذهن براي قدرت تفكر و پردازش اطلاعات در ناحيه كورتكس پريفرونتال مغز مي شود.

اختلالات دوقطبي و اسكيزوفرني در ارتباط تنگاتنگ با نبوغ و خلاقيت قرار دارند، اما اكنون محققان با اين پرسش مواجه هستند كه نقش محيط در ابتلاي فرد به بيماريهاي رواني تا چه حد است؟

«ونسان ون گوگ» نقاش سرشناس هلندي و «جك كرواك» نويسنده كانادايي از جمله افراد نابغه با رفتارهاي خود مخرب محسوب مي شوند؛ همچنين «جان نش» برنده جايزه نوبل رياضي كه فيلم ذهن زيبا (A Beautiful Mind) نيز در خصوص زندگي وي ساخته شده است، از بيماري اسكيزوفرني رنج مي برد.



موضوعات مرتبط: مغز و اعصاب ، مطالب شگفت انگيز علمي
برچسب‌ها: نبوغ , اختلالات روانی
[ چهارشنبه هفدهم خرداد 1391 ] [ 21:10 ] [ زهرا ]
استفاده از سلولهای بنیادی خون بند ناف در، یک دختر کوچک در ایالات متحده باعث کاهش صدمات مغزی در این کودک شد.

 

به گزارش بنیان به نقل ازmedindia این کودک به دلیل سقوط به استخر و قرار گرفتن در شرایط بی اکسیژنی دچار صدمه شدید مغزی شده بود به طوری که قادر به نشستن و یا صحبت کردن نبود.
این خانواده خون بندناف فرزند خود را در بانک خون  نگهداری می کردند. به گفته  والدین این کودک آنها اصلا تصور نمی کردند روزی این سلول ها ی ذخیره شده  مورد استفاده قرار بگیرد، پانزده ماه پس از آسیب او، پزشکان از سلول های بندناف کودک برای درمان او این سلول هارا مورد استفاده قرار دادند،  مدتی بعد از تزریق این سلول ها ٬ توانایی تکلم و راه رفتن در این دختر بهبود قابل توجهی یافت.
پزشکان ومحققان معتقدند  استفاده از سلول های  خون بند ناف می تواند اثرات مثبتی بر روی همه نوع اختلالات  وبیماری هااز سرطان تا فلج مغزی ویا شنوایی داشته باشد.




موضوعات مرتبط: مغز و اعصاب ، سلول های بنیادی
برچسب‌ها: سلول های بنیادی خون بندناف
[ چهارشنبه نهم فروردین 1391 ] [ 13:31 ] [ زهرا ]
موسسه علوم مغزی آلن،  رده جدیدی از سلول ها (سلولهای گلیای شعاعی) را درنخاع کشف کردند که مانند سلولهای بنیادی عصبی عمل می کنند، این کشف  یک راهکار تازه برای درمان آسیب های نخاعی ارائه می کند.

    به گزارش بنیان به نقل از PRNewswire؛ تیم تحقیقاتی آلن ازنقشه گسترده ژنومی بیان ژن طناب نخاعی موش برای مقایسه ژن های بیان شده یا روشن شده در سلولهای گلیای شعاعی نخاع با ژن هایی که در سایر سلول های بنیادی عصبی بیان می شود استفاده کردند، آنها نشان دادند که 122 ژن این سلولها شباهت هایی را با سلول های بنیادی عصبی کلاسیک نشان می دهد.

گفته می شود که سیستم عصبی قادر به ترمیم خود نیست، وسلول های مورد استفاده برای ایجاد آنها در طی تکوین از بین می روند. با شناسایی این سلولهای شبه بنیادی (سلولهای شعاعی گلیال)، ممکن است بتوان مجموعه خاصی از ژنها را برای القاء این سلول ها برای بازسازی بخش های آسیب دیده طناب نخاعی بالغ فعال کرد.
دانشمندان با استفاده از چند ژن شناخته شده به عنوان سرنخ بدنبال یافتن سلولهای مورد نظر در قسمت های عمقی ترنخاع بودند .درحالی که رده تازه شناسایی شده سلولهای گلیای نخاعی در امتداد لبه طناب نخاعی حضور داشتند، این یک مکان فوق العاده مناسب برای فعال کردن آنها با حداقل آسیب ثانویه، برای کمک به ترمیم نخاع در طی بیماری یا بعد ازصدمه می باشد.

دکترRoskams  گفت: شناسایی این سلول ها و ژن های مربوط به فعال کردن آنها ، مسیرهای جدیدی را برای کشف درمانهای موثر آسیب های طناب نخاعی و ترمیم سلول های عصبی می گشاید. 



موضوعات مرتبط: مغز و اعصاب
برچسب‌ها: سلول های بنیادی , آسیب نخاعی
[ دوشنبه هفتم فروردین 1391 ] [ 12:54 ] [ زهرا ]
محققان معتقدند، بسیاری از تغییرات ژنتیکی مرتبط با افسردگی ، عملکرد سیستم ایمنی را نیز تحت تاثیر قرارمی دهد. 

به گزارش بنیان به نقل از medicalxpress ، افسردگی بیماری متداولی است که یکی از هرده فرد بالغ در ایالات متحده را مبتلا کرده است. به نظر می رسد افسردگی ارتباط نزدیکی با مغزما دارد. این باعث شده است که زیست شناسان به ارائه نظریه های مختلفی برای افسردگی و رفتارهای مرتبط با آن بپردازند.

                              

برخی از پیشنهادات قبلی برای نقش افسردگی در تکامل بر روی چگونگی تاثیر آن بر رفتارهای اجتماعی متمرکز شده است. گروهی از روانپزشکان، افسردگی و مقاومت در برابر عفونت را به هم مرتبط می دانند. آنها پیشنهاد می کنند که تغییرات ژنتیکی پیشبرنده افسردگی طی تکامل، درمبارزه با عفونت نیز دخیل هستند.
آنان می گویند: بسیاری از تغییرات ژنتیکی مرتبط با افسردگی ، عملکرد سیستم ایمنی را نیز تحت تاثیر قرارمی دهد.
چندین دهه است که محققان ارتباطی را بین افسردگی و التهاب و یا بیش فعال شدن سیستم ایمنی بدن مشاهده می کنند. افراد مبتلا به افسردگی تمایل بیشتری به ایجاد التهاب دارند، حتی اگر در حال مبارزه با عفونت نباشند.
نویسندگان می گویند که تکامل و ژنتیک ، علائم افسردگی و واکنش های فیزیولوژیکی را که سبب کاهش مرگ و میر ناشی از عفونت می شوند به هم مرتبط می کنند.
تب، خستگی، بی تحرکی، دوری ازاجتماع و بی اشتهایی می تواند نوعی رفتارسازشی درمواجه با نیاز به مهارعفونت باشد.
این نظریه می تواند در راهنمایی برای تحقیقات ژنتیکی، فیزیولوژیکی و بالینی بر روی افسردگی در آینده مفید باشد. به طور خاص، حضور نشانگرهای زیستی التهاب ممکن است به پیش بینی اینکه آیا کسی به درمان های مختلف برای افسردگی پاسخ می دهد یا خیر، کمک کند.

محققان به دنبال این پاسخ هستند که آیا داروهای خاصی، که معمولا برای درمان بیماری های خودایمنی استفاده می شود ، می تواند در افسردگی مقاوم به درمان موثرباشد یا خیر.


موضوعات مرتبط: مغز و اعصاب ، ژنتيك
برچسب‌ها: افسردگی , سیستم ایمنی
[ چهارشنبه هفدهم اسفند 1390 ] [ 19:33 ] [ زهرا ]

تحريك قشر بينايي مغز مي‌تواند حس بويايي فرد را افزايش دهد. اين يافته جالب كه براي اولين‌بار اثر متقابل ميان بخش‌هاي حسي مغز را اثبات مي‌كند، نشان مي‌دهد همگي ما به درجاتي از حس‌آميزي مبتلا هستيم!

پژوهش تازه‌اي نشان مي‌دهد تحريك قشر بينايي مغز با يك محرك الكتريكي مي‌تواند حس بويايي فرد را افزايش دهد. اين يافته جالب كه براي اولين‌بار چنين ارتباطي را ميان بخش‌هاي گوناگون حسي مغز نشان مي‌دهد، باعث خواهد شد محققان در شناخت كنوني خود از پيچيدگي‌هاي زيست‌شناختي حواس گوناگون در مغز تجديدنظر كنند.


كريستوفر پك از بخش عصب‌شناسي دانشگاه مك‌گيل و محقق ارشد اين پژوهش مي‌گويد: «مي‌دانيم كه بخش‌هاي تخصصي متعددي در مغز ما وظيفه دريافت حواس گوناگون مانند چشايي، بويايي، بينايي و ... را به عهده دارند و تركيبي از داده‌هاي دريافت شده توسط اين مراكز است كه درك ما را از جهان پيرامون شكل مي‌دهد.

 

اما چطور اين اتفاق در مغز مي‌افتد؛ به عبارت بهتر احتمال اثر گذاشتن يك حس روي حس‌هاي ديگر چقدر است؟ ما با تحريك حس بينايي به نتايج شگفت‌انگيزي رسيديم و ديديم كه تحريك اندك اين حس هم مي‌تواند به حس بويايي براي درك بهتر بوها كمك كند و اين نشان مي‌دهد تأثير متقابل حس‌ها در مغز از آنچه كه تاكنون تصور مي‌شده به مراتب بيشتر است و در همه انسان‌ها وجود دارد».



يوهان لندستورم از مركز حواس شيميايي مونل مي‌گويد: «اين تداخل حسي را كه مي‌تواند با تحريك يك حس به تحريك خودبه‌خودي و غيرارادي حس ديگري منجر شود، به عنوان «هم‌حسي» يا «حس‌آميزي» مي‌شناسيم و مي‌تواند در فرد باعث شود رنگ اعداد را ببيند، بوها را بشنود يا كلمات را بو كند اما اين تحقيق نشان مي‌دهد تمامي ما انسان‌ها به درجاتي از اين اختلال مبتلا هستيم».

به گزارش ساينس ديلي، اين محققان براي انجام آزمون از TSM يا تحريك مغناطيسي جمجمه كه به كمك آن مي‌توان بخش خاصي از قشر مغز را به شيوه‌اي غيرتهاجمي تحريك كرد، استفاده كردند. آنها از داوطلبان خواستند قبل و بعد از تحريك قشر بينايي مغز آزمون بويايي ثابتي را انجام دهند. از آنجا كه TSM به دقت مي‌تواند منطقه مغزي هدف را تحت‌تأثير قرار دهد، بهبود حس بويايي افراد نشان مي‌داد كه تداخل ميان حس بينايي و بويايي وجود دارد.

جالب است بدانيد اين تداخل ميان حس شنوايي و بويايي وجود نداشت و به همين دليل محققان حدس مي‌زنند اين حس بينايي است كه نقش مهمي را در تركيب داده‌هاي حاصل از حواس ديگر بازي مي‌كند و مي‌تواند با تداخل، اثر آنها را تقويت كند. فكر نمي‌كنيد از اين به بعد بهتر باشد گل‌ها را با چشم‌هاي باز بو كنيم؟


موضوعات مرتبط: مغز و اعصاب
[ جمعه دوازدهم اسفند 1390 ] [ 21:11 ] [ زهرا ]

نوروبیولوژیست های دانشگاه زوریخ با همکاری محققانی از برلین، لایپزیک، مونیخ و ماینز ثابت کردند که میلین آسیب دیده درمغز و طناب نخاعی نیست که  بیماری خود ایمنی اسکلروز متعدد MS)) را ایجاد می کند!!! بنابراین آنها فرضیه عمومی منشاء  MS را رد کردند. این دانشمندان در حال حاضر در درجه اول به دنبال یافتن علت توسعه MS در سیستم ایمنی بدن به جای سیستم عصبی مرکزی هستند.

به گزارش بنیان به نقل از medical xpress؛ میلیون ها نفر از بیماری های علاج ناپذیرMS رنج می برند. MS یک بیماری خود ایمنی است که در آن سلول های دفاعی بدن به میلین نورون ها در مغز و نخاع حمله می کند. میلین، اکسون سلول های عصبی را پوشانده  و برای عملکرد آنها در انتقال سیگنال های الکتریکی مهم می باشد. فرضیه های متعدد ی درمورد علت ایجاد  MS وجود دارد که درحال حاضر یکی از معروف ترین آنها که مرگ  سلول های الیگودندرسیت تولید کننده غلاف میلین است توسط نوروبیولوژیست ها رد شده است.


هدف ازاین پروژه تحقیقاتی تایید و یا رد فرضیه فوق برروی یک مدل موشی بود. با استفاده از حقه های ژنتیکی، محققان موفق به القاء نقص میلین بدون تحریک سیستم ایمنی درموش شدند.
Burkhard Becher استاد دانشگاه زوریخ توضیح می دهد:  درآغاز مطالعه ما، آسیب میلین بسیار شبیه مشاهدات قبلی در بیماران مبتلا به MS بود. با این حال، یک بارهم ما یک بیماری خود ایمنی مشابه MS را مشاهده نکردیم.  به منظور تعیین اینکه آیا دفاع فعال ایمنی می تواند سبب ایجاد بیماری شود ، محققان انواع آزمایش های مختلف را انجام دادند. پروفسور Ari Waisman می گوید: با وجود انواع تحریکات سیستم ایمنی ،ما موفق به تشخیص یک بیماری شبه MS نشدیم. بنابراین فرضیه ایجاد MS از انحطاط سلول های عصبی کاملا رد می شود. "
تیم های درگیردراین مطالعه، مایل به ادامه تحقیق در مورد علت و ریشه های MS هستند. با توجه به این مطالعه،  پژوهش درپاتوژنز MS ملزم به تمرکز کمتربرروی مغز ومطالعه بیشتر بر روی سیستم ایمنی بدن می باشد.


موضوعات مرتبط: مغز و اعصاب
برچسب‌ها: MS
[ چهارشنبه دهم اسفند 1390 ] [ 23:12 ] [ زهرا ]
دانشمندان کمبریج برای اولین بار، سلول های قشر مغز(سلول های خاکستری) را از نمونه های کوچکی از پوست انسان به وجود آوردند. یافته های این محققان در نشریه  Nature Neuroscience منتشر شده است. 
به گزارش بنیان به نقل از medicalxpress؛ بیماری های محدوده قشرمغز صرع، اوتیسم، وبیماریهای انحطاط عصبی مثل آلزایمررا شامل می شود. این یافته ها دانشمندان را قادر خواهد ساخت که به مطالعه و بررسی چگونگی تکوین قشرمغز انسان، چگونگی ارتباطات و چگونگی پیدایش اشتباهات (مشکل رایج که منجر به ناتوانی در یادگیری می شود) درآن بپردازند.
همچنین آنها قادربه ایجاد بیماریهای مغزی، مثل آلزایمر در آزمایشگاه خواهند ساخت وبه آنها اجازه بررسی پیشرفت بیماری در زمان واقعی و همچنین توسعه و آزمایش داروهای جدید برای جلوگیری از پیشرفت بیماری را می دهد.
دکتر Rick Livesey در دانشگاه کمبریج، محقق اصلی این پژوهش، گفت: "این رویکرد به ما توانایی مطالعه رشد مغز انسان و بیماری های آن را با روش هایی که حتی پنج سال پیش غیر قابل تصوربود، خواهد داد. "
دانشمندان برای تحقیقات خود ازبیوپسی پوست بیماران استفاده کرده و آنرا با برنامه ریزی مجدد به سلول های بنیادی تبدیل کردند و این سلول های بنیادی را مانند سلول های بنیادی جنینی انسان برای تولید سلول های قشر مغز مورد استفاده قراردادند .
دکتر Livesey افزود: "ما در حال استفاده از این سیستم برای ایجاد کردن بیماری آلزایمر در آزمایشگاه هستیم. بیماری آلزایمر شایع ترین نوع جنون در جهان است، و زوال عقل در حال حاضر بیش از 800.000 نفر در بریتانیا را تحت تاثیر قرار داده است.
 تبدیل سلول های بنیادی به شبکه کاملا عملکردی ازسلول های عصبی نویدی برای درمان بیماری های پیچیده مغزی مانند آلزایمر است.


موضوعات مرتبط: مغز و اعصاب
[ پنجشنبه بیستم بهمن 1390 ] [ 0:28 ] [ زهرا ]

با توجه به مطالعه انجام شده توسط محققان ژاپنی، آزمایشات درموش آسیب دیده مغزی نشان می دهد که سلول های بنیادی تزریق شده از طریق شریان کاروتید به طور مستقیم به مغز وارد می شود، و درآنجا  تا حد زیادی سبب افزایش بهبود عملکرد می شوند. 

به گزارش بنیان به نقل از Stem Cell Research News؛ محققان این روش جدید تزریق داخل شریانی  سلول های بنیادی پیوندی در موش را مورد بررسی قرار دادند. هفت روز پس از القاء،  سلول های بنیادی مغز استخوان موش به شریان کاروتید تزریق شد. هدف ارائه مستقیم سلول های بنیادی به مغز، بدون عبور از گردش خون عمومی بود.
قبل ازتزریق ، سلولهای بنیادی با "نقاط کوانتومی" نشاندار شد. نقاط کوانتومی نور نزدیک به مادون قرمز با طول موج بسیار طولانی تری را منتشر می کند . با این روش پژوهشگران توانستند با روش های غیرتهاجمی سلول های بنیادی را به مدت چهار هفته پس از پیوند ردیابی کنند.
با استفاده از این تکنیک تصویربرداری نوری در in vivo، محققان مشاهده کردند که سلول های بنیادی تزریق شده با اولین عبور، بدون ورود به گردش خون عمومی وارد مغزشدند. در عرض سه ساعت، سلول های بنیادی از کوچکترین رگهای خونی مغز (مویرگ ها) به منطقه آسیب دیده مغزی مهاجرت کردند.
پس از چهار هفته، موش های تحت درمان با سلولهای بنیادی ، به بهبودی قابل توجهی درعملکرد حرکتی دست یافتند.
سلول های بنیادی یک روش درمانی جدید برای بیماران مبتلا به آسیب های مغزی و سکته می باشند. سلول های بنیادی مغزاستخوان، مانند آنهایی که در این مورد استفاده قرار گرفت، منبعی مهمی از سلول های بنیادی می باشند. با این حال، پرسش های بسیاری در مورد زمان مطلوب، مقدار، و مسیر ارائه  سلول های بنیادی باقی مانده است.


موضوعات مرتبط: مغز و اعصاب ، سلول های بنیادی
برچسب‌ها: سلول های بنیادی , آسیب مغزی
[ سه شنبه هجدهم بهمن 1390 ] [ 18:33 ] [ زهرا ]

پژوهشی جدید در دانشگاه اوپسالا نشان می دهد که یک منطقه خاص مغز مرتبط با تنظیم اشتها در افراد مسنی که چاق هستند ،  از فعالیت کمتری برخورداراست. اختلالات ایجاد شده در اثراختلال درعادات غذا خوردن در طول زندگی ممکن نتیجه عملکرد نامناسب مغز در کنترل مرکز اشتها باشد. این یافته ها در مجله بین المللی چاقی به چاپ رسید. 


به گزارش بنیان به نقل از Medicalexpress؛ مطالعات Samantha Brooks   و Helgi Schiöth ، محققان گروه علوم اعصاب در دانشگاه اوپسالا و لندن نشان داد ،  کنترل بیش از حد  مرکز اشتها در افراد مبتلا به بی اشتهایی عصبی به حجم بیشتر مغز در این منطقه ارتباط دارد . این پژوهش همچنین نشان داد که در زنان مبتلا به بی اشتهایی ناشی از عدم خوردن غذا نیز این منطقه مغزی از حجم بیشتری نسبت به سایر افراد برخورداراست.
 در یک مطالعه جدید ، سامانتا بروکس ، همراه با همکارانش از دانشگاه اوپسالا  و پژوهشگرانی از دانشگاه های دیگر اروپایی ، به بررسی آن مناطقی از مغز افراد مبتلا به چاقی که دردراز مدت در تنظیم اشتها دخیل بودند، پرداختند. با استفاده از تصویربرداری مغناطیسی (MRI) پژوهشگران مغز 292 مرد و زن سالمند را که به دوگروه با وزن طبیعی  وچاق تقسیم شده بودند در طی یک دوره پنج ساله قبل و بعد از اسکن مورد بررسی قرار دادند. در کسانی که از چاقی مفرط رنج می بردند کاهش در بخش فرونتال مغز مشاهده شد.
سامانتا بروکس می گوید : " افراد مسنی که به طور مداوم در طی یک دوره پنج ساله چاق شده بودند حجم  بخش فرونتال مغز کاهش قابل توجهی را نشان می داد.از سوی دیگر چاقی در این افراد باکاهش عملکرد بخشی از مغز که کنترل میزان مصرف مواد غذایی را به عهده داشت همراه بود". چاقی پدیده ای رو به افزایش در جوامع مدرن بشریت است  ، این در حالی است که تحقیقات  محققان  هنوز نمی تواند علت کاهش فعالیت وحجم مغز را به دلیل چاقی توجیه کند ، بررسی ها و مطالعات در این زمینه برای تعیین این ارتباطات همچنان  ادامه دارد.


موضوعات مرتبط: تغذيه و رژيم درماني ، مغز و اعصاب
[ شنبه پانزدهم بهمن 1390 ] [ 15:40 ] [ زهرا ]

محققان دانشگاه پزشکی و دندانپزشکی نیوجرسی (UMDNJ) و کلمبیا کشف کردند که شایع ترین گیرنده برای انتقال دهنده عصبی اصلی مغز، در عدسی چشم نیز حضوردارد ، این یافته ممکن است به توضیح ارتباط بین آب مروارید ، صرع و استفاده از تعدادی داروهای ضد تشنج و ضد افسردگی کمک کند.  

به گزارش بنیان به نقل از medicalxpress؛ دکتر Peter Frederikse نویسنده این مطالعه توضیح داد : مطالعات اخیر ارتباط بین افزایش آب مروارید و صرع را اثبات کرده و افزایش شیوع جراحی آب مروارید را دراثراستفاده از داروهای ضد صرع و همچنین برخی از داروهای ضد افسردگی رایج نشان داد. "یک موضوع مشترک مربوط به این مشاهدات این است که تحقیقات ما نشان داد شایع ترین گیرنده انتقال دهنده عصبی اصلی مغز درعدسی چشم نیز وجود دارد.
این محققان دریافتند که پروتئین های گیرنده گلوتامات ، و به طور خاص زیرواحد  GluA2 درعدسی بیان شده و بطور شگفت انگیزی رفتاری مشابه آنچه در مغزدارند نشان می دهند. در سیستم عصبی ، گلوتامات و پروتئین های گیرنده GluA زمینه ساز شکل گیری حافظه و تنظیم خلق و خوی همچنین یک عامل مهم در صرع می باشند. علاوه براین ، این پروتئین های گیرنده هدف هایی برای تعدادی از داروهای ضد صرع و ضد افسردگی هستند.
Frederikse گفت : "حضور این گیرنده های گلوتامات در عدسی نشان دهنده ارتباط بین بیماری های مغز و آب مروارید  و همچنین بطور ناخواسته هدف های ثانویه ای برای داروهای فوق می باشند. "هدف ما اکنون استفاده از این اطلاعات برای تحلیل اثرات بالقوه داروهای ضد صرع وافسردگی در عدسی چشم و تعیین نقش گیرنده های گلوتامات درزیست شناسی و آسیب شناسی عدسی می باشد."


موضوعات مرتبط: مغز و اعصاب
[ دوشنبه دهم بهمن 1390 ] [ 22:50 ] [ زهرا ]
روش جدیدی توسط محققان ابداع شده  که از سلول های بنیادی برای ارائه درمانی برای هدف قرار دادن ناهنجاری ژنتیکی موجود در بیماری هانتینگتون استفاده می کند.  به گزارش بنیان به نقل از zeenews.india؛ هانتینگتون یک اختلال مغزی ارثی است که باعث حرکات کنترل نشده ، جنون و مرگ می شود. این روش درمانی جدید ممکن است پیشروی هانتینگتون را متوقف کند.


محققان فکر می کنند که بهترین شانس برای متوقف کردن پیشرفت بیماری ، کاهش یا از بین بردن پروتئین جهش یافته هانتینگتون( (htt موجود در سلول های عصبی افراد مبتلا به این بیماری است.

Jan A Nolta محقق اصلی این مطالعه می گوید: "برای اولین بار ، ما موفق به ارائه مستقیم توالی RNA مهاری از سلول های بنیادی به سلولهای عصبی شدیم که به طور قابل توجهی سنتز پروتئین غیر طبیعی هانتینگتون را کاهش می دهد.
بیماری هانتینگتون را می توان با دارو کنترل کرد ، اما در حال حاضر هیچ درمانی برای کاهش مشکلات فیزیکی ، روانی و رفتاری قربانیان آن وجود ندارد.
Nolta گفت : "تیم ما با دستیابی به این موفقیت می تواند خانواده های مبتلا به این بیماری را امیدوارکند که درمان ژنتیکی ممکن است روزی به واقعیت بدل شود".
تکنولوژی تداخل RNA)RNAi) به عنوان روشی بسیارموثر در کاهش سطح پروتئین htt و معکوس کردن علائم بیماری در مدل موشی نشان داده شده است.
Nolta گفت: تکنولوژی تداخل RNA  به عنوان روشی پایدار، امن و موثردر انتقال به مغز انسان است. او گفت : "ما در حال بررسی چگونگی استفاده از سلول های بنیادی انسان برای ایجاد کارخانه های تولید RNAi در درون مغز هستیم.

یافته های این مطالعه درمجله  Molecular and Cellular Neuroscience منتشر شده است.


موضوعات مرتبط: مغز و اعصاب ، سلول های بنیادی
برچسب‌ها: سلول های بنیادی , هانتینگتون
[ دوشنبه سوم بهمن 1390 ] [ 17:25 ] [ زهرا ]

سد خونی مغزی برای حفظ محیط پایدارمغز و جلوگیری از ورود ویروس ها و باکتری های مضربه مغز ، جدا کردن هورمون های ویژه مغزی و فعالیت ناقلین ویژه عصبی  ضروری است.  

به گزارش بنیان به نقل از ScienceDaily؛ علاوه بر سلول های عصبی ، مغز حاوی سلول گلیال است که از سلول های عصبی حمایت و حفاظت می کند. در مگس میوه ، سد خونی مغزی توسط اتصال سلول های گلیال به پوشش اطراف سلول های عصبی ساخته می شود.
در حال حاضر دانشمندان موسسه Whitehead گزارش کردند که هنگامیکه مغز لارومگس میوه توسط تقسیم سلولی رشد می کند ، به سلول های گلیال دستورمی دهد با ایجاد نسخه های متعددی از ژنوم خود (پلی پلوئیدی) سد خونی مغزی را تشکیل دهند . این محققان گزارش کار خود را در مجله Genes and Development  منتشر کرده اند.
مانند لارو مگس میوه ، لایه سلولی در جفت انسان و پوست نیز ممکن است به ترتیب در پاسخ نیاز به گسترش سدی بین جنین ومحیط اطراف آن ، بدن و جهان خارج ،از پلی پلوئیدی استفاده کنند.
برای حفظ چنین سدهایی ، پلی پلوئیدی ایده آل است ،زیرا سلول های تشکیل دهنده سد را بدون تقسیم سلولی کامل ( فرآیندی که اتصال محکم بین سلولها را می شکند ) بزرگ می کند.
Unhavaithaya  محقق این مطالعه می گوید : "این یک نگاه اجمالی از ارتباط بین بافت ها در طول اندام زایی است.


موضوعات مرتبط: مغز و اعصاب
[ یکشنبه بیست و پنجم دی 1390 ] [ 18:32 ] [ زهرا ]

پژوهشگران پرتونگاري دانشکده پزشکي دانشگاه تگزاس در هوستون مستنداتي يافته‌اند که نشان مي‌دهد بيماري «ام.اس.» علاوه بر صدمات ناتوان كننده قابل مشاهده، بر ناحيه‌اي از مغز که کار کنترل‌ شناختي و حسي و عملکردهاي حرکتي را بر عهده دارد نيز تاثير ويرانگر مي‌گذارد.


نتايج اين مطالعه كه در آن تالاموس مغز به عنوان محک انتخاب شده، در قالب مقاله‌اي در مجله علمي «نوروساينس» منتشر شده است.

 

به گفته دكتر «حسن»، از پژوهشگران دانشگاه تگزاس و نويسنده اصلي اين مقاله، تالاموس يک ناحيه مرکزي است که با بقيه بخش‌هاي مغز مرتبط است و همانند يک «اداره پست» عمل مي‌كند.

 

تالاموس همچنين ناحيه‌اي است که کمترين ميزان صدمه ناشي از زخم‌هاي بيماري را نشان مي‌دهد، اما مي‌توانيم کاهش حجم آن را مشاهده کنيم، بنا بر اين به نظر مي‌آيد که ديگر صدمه‌هاي مغزي مرتبط با بيماري نيز در حال رخ دادن است.

 

پژوهشگران مي‌دانند که با سالمندي معمول حجم تالاموس کاهش مي‌يابد و اين روند پس از 70 سالگي شتاب مي‌گيرد. هدف تيم پژوهشگران چند رشته‌اي دانشگاه تگزاس اين بود که ببينند آيا اين کاهش حجم در بيماران «ام.اس.» بزرگتر است يا خير، چه در اين صورت مي‌تواند کاستي‌هاي مرتبط با زوال عقل (دمانس) را که به همراه بيماري مي‌آيد، توضيح دهد.


موضوعات مرتبط: مغز و اعصاب
[ شنبه دهم دی 1390 ] [ 15:32 ] [ زهرا ]
سلول های بنیادی مشتق از مغز استخوان (BMDCs) به عنوان منبعی برای پیوند به رسمیت شناخته شده اند زیرا آنها می توانند به جمعیت  های مختلف سلولی دراندام های مختلف بدن درهردو شرایط نرمال و پاتولوژیک تبدیل شوند. بیشتر مطالعات انجام شده بر روی BMDC به منظور ترمیم بافت آسیب دیده مغزی و یا کمک به بازگرداندن عملکرد از دست رفته عصبی ، با پیوند BMDC به مخچه در پشت مغز صورت گرفته است. در مطالعه اخیر ، یک تیم تحقیقاتی دراسپانیا نشان داده است که BMDCs همچنین می تواند به انواع مختلفی از سلول های عصبی در نواحی دیگری از مغز ، از جمله حباب بویایی با کمک مکانیسم پلاستی سیتی شرکت کند. نتایج این مطالعه در مجله Cell Transplantation  به چاپ رسیده است.



به گزارش بنیان به نقل از medicalxpress؛ نویسنده این مطالعه دکتر Eduardo Weruaga از دانشگاه سالامانکای اسپانیا گفت : ما برای اولین بار نقش BMDCs را درسیستم عصبی مرکزی از طریق راه های مختلف درحیوانات مشابه بسته به منطقه و فاکتورهای خاص سلولی نشان دادیم."

در این مطالعه ، محققان سلول های مغز استخوان را به موش های جهش یافته ای که از انحطاط جمعیت های خاص نورونی در سنین مختلف رنج می بردند پیوند زدند، سپس آنها را با گروه شاهدی که پیوند مشابهی را دریافت کرده بودند مقایسه کردند.


 آنها افزایشی درتعداد BMDCs همراه با طول عمر در هر دو گروه مورد آزمایش مشاهده کردند ، با این حال ، شش هفته پس از پیوند ، سلول های میکروگلیال مشتق از مغز استخوان درحباب های بویایی حیوانات مورد آزمایش که در آن انحطاط سلول های میترال در حال پیشرفت بود مشاهده شد. اما تفاوتی در مخچه که در آن انحطاط سلولی به اتمام رسیده بود مشاهده نشد.

دکتر Weruaga توضیح داد : "یافته های ما نشان می دهد که محیط سلول های عصبی درحال انحطاط می تواند عناصر عصبی مشتق شده از مغزاستخوان را بکار گیرد ، ما همچنین  برای اولین بار شواهدی ارائه کردیم که BMDCs به طور همزمان می تواند به مناطق مختلف انسفالیک ازطریق مکانیسم های مختلف پلاستی سیتی و تمایز(مثلا به نورون های داخلی حباب بویایی) شرکت کند.


موضوعات مرتبط: مغز و اعصاب ، سلول های بنیادی
[ سه شنبه بیست و نهم آذر 1390 ] [ 20:49 ] [ زهرا ]
اریتروپویتین یا EPO ممکن است به عنوان ماده "نیروزا" به ورزشکاران معرفی  گردد ، اما تحقیقات جدیدی که در مجله FASEB منتشر شده است نشان می دهد که این نیروزایی هزینه های بالایی(افزایش خطر ابتلا به مشکلات عروقی در مغز) دارد. بر اساس این بررسی ، استفاده کوتاه یا بلند مدت از EPO ، با تنگ کردن شریانها ، فشارخون را افزایش می دهد ، که این موجب کاهش جریان خون به مغز می شود. این یافته همچنین در تضاد با شواهد پیشین است که نشان می داد EPO ممکن است درمان به موقع و پایداری برای قربانیان سکته مغزی باشد.

به گزارش بنیان به نقل از medicalxpress؛ دکتر Peter Rasmussen از دانشگاه زوریخ سوئیس گفت: یافته های جدید این مطالعه شواهد موجود در مورد EPO را به دقت مورد بررسی قرار داده و به ترسیم بهتراثرات مثبت EPO دربرابر اثرات مضرآن برای سلامت هر بیمار کمک می کند. " درتحقیقات آینده باید دارویی مبتنی بر EPO برای درمان تولید شود که اثرات منفی بر روی عروق خونی مغز نداشته باشد."
برای این کشف ، Rasmussen و همکارانش اثرات دوزهای بالا و حاد EPO را به مدت سه روز و دوز کم ومزمن EPO را به مدت 13 هفته در دو گروه از مردان سالم ارزیابی کردند. پاسخ دهی عروق مغز در هنگام استراحت و درطی ورزش دوچرخه سواری ، با و بدون هیپوکسی ، بررسی شد. رگ های خونی نیز با استفاده از اندازه گیری سونوگرافی و با اندازه گیری میزان اکسیژن رسانی به مغز مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفت. آنها دریافتند که تجویز طولانی مدت EPO سبب افزایش هماتوکریت می شود در حالی که تجویزدوزحاد چنین اثری ندارد. آنها همچنین دریافتند که  هر دو گروه افزایش انقباض عروق خونی و فشار خون بالا داشتند.
"EPO توسط پزشکان برای افزایش سلولهای قرمز خون درافراد بیماری که نمی توانند آنرا به اندازه کافی تولید کنند تجویز می شود . زمانی که EPO توسط دوچرخه سوارها و دونده های سالم استفاده می شود سبب تقویت عملکرد آنها می شود که اغلب در مسابقات آنرا تقلب می دانند.

 Rasmussen افزود:EPO  نه تنها احتمالا برای ورزشکاران ناسالم و خطرناک است ، بلکه بسیاری از راه های دیگر برای ایجاد استقامت بدون استفاده از دارو وجود دارد. "


موضوعات مرتبط: مغز و اعصاب
[ سه شنبه بیست و دوم آذر 1390 ] [ 17:50 ] [ زهرا ]

به گفته محققان اندازه گیری آسیب های قشری به دلیل اینکه بیماری به مرور زمان در قشر تجمع می یابد مهم هستند و التهاب در قشرنشانه پیشرفت بیماری است. 

به گزارش بنیان به نقل از  medicalxpress ، بر اساس پژوهش محققان کلینیک Mayo و کلینیک Cleveland، اسکلروز متعدد (MS) ممکن است از بیرونی ترین لایه های مغز به قسمت های عمیق آن پیشرفت کند و همیشه روند داخل به خارج، آن طور که قبلا تصور می شد ندارد.

طبق تصور گذشته، این بیماری در ماده سفید مغز که بخش عمده ای از داخل مغزرا تشکیل می دهد آغاز می شود و به لایه سطحی یعنی کورتکس مغز گسترش می یابد. یافته های این مطالعه فرآیند مخالف خارج به داخل را تایید می کند.

این یافته های جدید راهنمای محققان دردرک بیشتر و درمان این بیماری خواهد بود.

این مطالعه در مجله پزشکی New England Journal of Medicine منتشر شده است.
پژوهشگران علت MS را دقیقا نمی دانند. پیش از این تصور می شود این یک بیماری خود ایمنی است که در آن سیستم ایمنی بدن حمله کرده و میلین آکسون های خود را از بین می برد. این آسیب انتقال اطلاعات میان مغز و بدن را آهسته تر و یا بلوک کرده ، منجر به علائم MS می شود که می تواند کوری ، بی حسی ، فلج ، مشکلات حافظه و تفکر باشد.
دکتر Claudia F. Lucchinetti، متخصص مغز و اعصاب کلینیک مایو می گوید : مطالعه ما نشان می دهد که در ابتدای MS کورتکس(لایه رویی یا قشر) درگیرمی شود و حتی ممکن است هدف اولیه بیماری باشد.او می گوید : التهاب در قشر باید در هنگام بررسی علل و پیشرفت MS در نظر گرفته شود.


مولفان این مطالعه می گویند گزینه های درمانی کنونی حتی ممکن است در ارتباط با قشر نباشند بنابراین  درک این که چگونه قشر درگیر شده است ، برای ایجاد درمان های جدید برای MS حیاتی است. اندازه گیری آسیب های قشری به دلیل اینکه بیماری به مرور زمان در قشر تجمع می یابد مهم هستند و التهاب در قشرنشانه پیشرفت بیماری است.
این تحقیق به دلیل اینکه بافت مغز بیماران را در مراحل اولیه MS مورد مطالعه قرار داده، متمایزاز دیگر مطالعات است . مطالعات مشترکی شبیه به این درک ما را از سلسله وقایع آسیب به سیستم عصبی عمیق کرده، فرصت های جدیدی برای متوقف کردن پیشرفت بیماری MS و بهبود کیفیت زندگی افراد مبتلا به MS ارائه می دهد.


موضوعات مرتبط: مغز و اعصاب
[ شنبه نوزدهم آذر 1390 ] [ 15:48 ] [ زهرا ]


برشهایی از مغز یکی از نوابغ بزرگ قرن بیستم در موزه ای در فیلادلفیا به نمایش گذاشته شده است، برشهایی که بسیاری از محققان با مطالعه بر روی آن به اسراری از دلیل هوش بالای انیشتین پی برده اند.





موضوعات مرتبط: مغز و اعصاب ، مطالب شگفت انگيز علمي
ادامه مطلب
[ دوشنبه هفتم آذر 1390 ] [ 22:29 ] [ زهرا ]

دانشمندان اعلام کردند: ساز زدن ساختمان مغز را تغيير داده، انعطاف‌پذيري آن را تحريک كرده و انسان را باهوش مي‌كند.

به باور دانشمندان، ساز زدن امکان ارتقاي مهارت‌هاي معرفتي و فکري را فراهم مي‌کند.

مطالعات پيشين به تفاوت ساختار مغزي موسيقي‌دانان و افرادي که ساز نمي‌زنند، پي برده بودند. در واقع مغز موسيقي‌دانان از دو جنبه ساختاري و عملکردي متفاوت است.

به گفته دانشمندان يک شروع ساده براي ساز زدن هم مي‌تواند فيزيولوژي عصبي مغز را تغيير دهد.

اين دانشمندان و به ويژه «لوتز جانکه» استفاده از موسيقي را براي درمان بيماري‌هاي روانشناختي پيشنهاد مي‌دهند.

بر اساس مطالعات دانشمندان، آن بخش از مغز که در پردازش موسيقي نقش دارد، در پردازش ديگر فعاليت‌ها از جمله حافظه يا مهارت‌هاي زباني نيز تأثيرگذار است.


موضوعات مرتبط: مغز و اعصاب ، مطالب شگفت انگيز علمي
[ شنبه پنجم آذر 1390 ] [ 22:29 ] [ زهرا ]

گروهی از دانشمندان آمریکایی موفق شدند گروهی از نورونهایی را که از سلولهای بنیادی جنینی انسان در آزمایشگاه کشت داده بودند را با موفقیت به مغز موشها پیوند بزنند.

تیمی از دانشمندان دانشگاه ویسکونسین توانستند از سلولهای بنیادی جنینی انسان در آزمایشگاه نورونهای قابل استفاده را کشت دهند.

سپس این نورونها را به مغز گروهی از موشها پیوند زدند و مشاهده کردند که این نورونها می توانند با موفقیت با شبکه نورونی موجود تعامل و سیگنالهای مغز را دریافت و ارسال کنند.

این تحقیق یک گام بلند به سوی ساخت سلولهای شخصی شده برای ترمیم مغز آسیب دیده به ویژه در مواردی چون پارکینسون، سکته مغزی و صرع است.

این محققان در این خصوص توضیح دادند: "سئوال بزرگ ما این بود که چگونه این سلولها می توانند به روشی کارآمد با سلولهای مغز تعامل کنند. ما نشان دادیم که این نورونهای آزمایشگاهی قادرند با نورونهای مغز بزرگسال فعل و انفعال داشته باشند."

براساس گزارش ساینتیست، این تیم، توانایی نورونهای کشت داده شده را با پیوند به هیپوکامپ موشهای بزرگسال آزمایش کردند. هیپوکامپ منطقه ای کلیدی برای پردازش حافظه جهت یابی در فضا است.

در این تحقیق، دانشمندان از فناوری جدیدی به نام "اپتوژنتیک" استفاده کردند. در این فناوری برای تحریک فعالیت نورونها به جای استفاده از جریان برق از نور استفاده می شود.

این دستگاه به پژوهشگران اجازه داد که تنها سلولهای انسانی پیوند زده شده به مغز موش و نه تمام سلولها را تحریک کنند.


موضوعات مرتبط: مغز و اعصاب
[ جمعه چهارم آذر 1390 ] [ 17:34 ] [ زهرا ]
دانشمندان موفق به رشد سلول های عصبی از سلول های بنیادی جنینی انسان شده و آنها را به مغز حیوانات مبتلا به بیماری پارکینسون پیوند زدند. 

به گزارش بنیان به نقل از presstv ، بیماری پارکینسون یک اختلال پیشرونده سیستم اعصاب مرکزی است که اغلب پس از سن 50 سالگی در انسان بروز می کند.
این بیماری که باعث بروز مشکل حرکتی و لرزش می شود ناشی ازانحطاط سلول های خاصی از مغز است که مسئول تولید یک ماده شیمیایی به نام دوپامین می باشد.
محققان مرکز سرطان Sloan-Kettering می گویند که آنها توانستند بر مشکلات قبلی تبدیل سلول های بنیادی جنینی انسان به نورون های دوپامین ساز که دراین بیماری از بین رفته اند غلبه کنند.
با توجه به گزارشی که در نشریه Nature منتشر شده ، محققان موفق به پیدا کردن سیگنال های خاص مورد نیاز برای تبدیل سلول های بنیادی به نوع حقیقی سلول ها شده اند.
این سلول های عصبی ایجاد شده به مغز موش ، رت و در نهایت میمون که سلول های تولید کننده دوپامین در آنها از قبل نابود شده بود تزریق شدند. سلول های تزریق شده سالم مانده و فعالیت طبیعی خود را که تولید دوپامین است آغاز کرده و منجر به درمان علائم پارکینسون شدند.
پژوهشگر ارشد این مطالعه دکترLorenz Studer گفت : ما در نهایت سلولی داریم که به نظر می رسد زنده مانده و فعال است .
او افزود: سلول هایی که ما در گذشته تولید کردیم مقداری دوپامین تولید می کردند ، اما سلول واقعی کامل نبودند ، بنابراین بهبودی محدودی درحیوانات داشتند. در حال حاضر ما می دانیم که چگونه آنها را تولید کنیم تا امیدی برای استفاده بالینی در آینده باشند.
در حال حاضر ، درمان اصلی بیماری پارکینسون داروهایی هستند که با افزایش میزان دوپامین در مغز علائم آن را کنترل می کنند.

یک موفقیت در جایگزینی ایمن سلول های عصبی تولید کننده دوپامین در مغز بیماران، این بیماری را که میلیون ها نفر در سراسر جهان را درگیر کرده درمان می کند. تکنولوژی سلول های بنیادی ممکن است فرصت جدیدی را برای درمان سایر اختلالات مزمن ناتوان کننده مغز مانند آلزایمر فراهم کند.

                    


موضوعات مرتبط: مغز و اعصاب
[ جمعه بیستم آبان 1390 ] [ 11:22 ] [ زهرا ]

دانشمندان ایتالیایی و اسپانیایی در مطالعه استفاده از سلول های بنیادی برای درمان آسیب های نخاعی برای اولین بار شواهدی را ارائه کردند که نشان می دهد که مننژ ، غشاء پوشانده سیستم عصبی مرکزی ، منبع بالقوه ای از سلول های بنیادی است. این مطالعه که در مجله Stem Cells منتشر شده است ، درک درستی از فعال شدن سلول ها در صدمات سیستم عصبی مرکزی ایجاد کرده و سبب پیشبرد تحقیقات دردرمان های جدید آسیب های ستون فقرات و اختلالات تحلیل برنده مغزی شده است.

این تیم تحقیقات خود را برآسیب طناب نخاعی ایجاد شده از تروما متمرکزکرده است. بسته به شدت بیماری،آسیب ستون فقرات می تواند منجر به درد یا فلج کامل با هزینه های بالای مراقبت های اجتماعی و پزشکی شود ،. از آنجایی که نخاع فاقد توانایی ترمیم است ، پتانسیل بهبود بیمار به شدت محدود می شود.
دکتر Ilaria Decimo و دکتر Francesco Bifari نویسندگان این مطالعه از دانشگاه Verona گفتند: "تحقیق ما برای اولین بار شواهدی را ارائه می دهد که مننژ نخاع ، حاوی سلول های بنیادی است که توانایی بازسازی و تکثیر را دارند.

بدنبال یک  صدمه نخاعی، تعداد سلول های مننژ افزایش یافته وبه شکل سلو لهای گلیال مهاجرت می کنند . این تیم بر این باورند که این فرآیند بخشی از مکانیسم فعال سازی سلول های بنیادی در بیماری های سیستم عصبی مرکزی (مکانیسمی که می تواند به نوبه خود برای درمان استفاده شود) را توضیح می دهد ،. گروه دکتر Decimo با تشریح نمونه مننژ نخاع رت بالغ آشکار کردند که سلول های مننژ حاوی خواص بسیار مهم سلول های بنیادی هستند. این خواص پس از صدمه به نخاع افزایش می یابد. دکتر Decimo گفت: تحقیق ما  نقش سلول های مننژ در واکنش به ترومای نخاع  را تایید کرده و برای اولین بار نشان می دهد که مننژ نخاع جایگاه سلول های بنیادی است که در اثر آسیب فعال می شوند. "آزمایشات بیشتر می تواند به یک تغییر استراتژیک در پیشبرد طب ترمیمی برای درمان ناراحتی های عصبی و صدمات طناب نخاعی منجر شود."
دکتر Miodrag Stojkovic  تدوین کننده مجله Stem Cells گفت:"این مطالعه اهمیت سلول های بنیادی درونی را  نشان می دهد .شناسایی این سلول ها برای درک مکانیسم های پایه زیست شناسی سلولی و ترمیم بافت و همچنین برای شناسایی داروها و مواد شیمیایی که ممکن است برای به حرکت درآوردن سلول های بنیادی مننژ مورد استفاده قرار گیرد بسیار مهم است."


موضوعات مرتبط: مغز و اعصاب
[ سه شنبه دهم آبان 1390 ] [ 17:0 ] [ زهرا ]

پیش از 26 میلیون نفر در سراسر جهان در حال حاضر مبتلا بهAD هستند و این رقم با پیر شدن جمعیت در حال افزایش است. پزشکان می توانند هریک از چند داروی موجود را به منظور کاهش سرعت پیشرفت بیماری تجویزکنند اما آغاز درمان در اسرع وقت بسیار مهم است.

بدنبال پیشرفت در تست های تشخیصی اولیه برای بیماری آلزایمر (AD)، دانشمندان دریافتند که زنان مسن در معرض ابتلا به AD سطوح بالایی از یک پروتئین مرتبط با حاملگی را سال ها قبل از بروز علائم در خون شان نشان می دهند.


آنها این پروتئین ها را در نمونه های خون 86 سالمند در محدوده سنی 60 -90 که در یک مطالعه بزرگتربررسی تغییرات مغزی مرتبط با سن که در هلند انجام شده بود جستجو کردند.

با کمال تعجب، گروه Luider دریافتند که افزایش قابل توجهی در پروتئین بارداری (PZP) در زنان بطور میانگین 4 سال قبل از تشخیص AD رخ داده است. دانشمندان مدت هاست که دریافتند سطح PZP در دوران بارداری افزایش می یابد، اما این اولین  مورد مرتبط با AD بود.علاوه بر این این گروه تحقیقاتی ثابت کرد که منبع PZP در مغز آن دسته از زنانی بود که باردار نبودند.

PZP در نواحی سالخورده ، نواحی تحلیل رفته از مغز که در ارتباط با AD است تولید می شوند.


موضوعات مرتبط: مغز و اعصاب
[ یکشنبه یکم آبان 1390 ] [ 21:36 ] [ زهرا ]
درباره وبلاگ

من دانشجوی پزشکی 87 اردبیل هستم.
تو این وبلاگ سعی کردم مطالب جالبی از دنیای پر رمز و راز پزشکی ارائه بدم.
امیدوارم خوشتون بیاد...
امکانات وب